![]() |
![]() |
|
| تصمیم گرفتم با شمع بنویسم و جوهر خودنویسم را روی کاغذ بریزم... |
|
<حاشيه> <پوزش> سلام دوستان بار ديگر شرمسارم از اينكه براي بهروز رساني وبلاگ مشمول انتظاري طولاني شديد – كه خود شاید بيهوده بوده يا نه… اما تقصير شايد از من نبوده، كه مشغله گاه تا حديست كه فرصتي براي خويشتن نيز باقي نميماند… <\پوزش> <شرح> حكايت نوشتار من هم گويا جنجالي شد و باعث دردسر! اين بود كه تصميم گرفتم كه پست حاضر را وقف توضيحي مختصر و روشنساز كنم! بحث بر سر برچسبوارههاييست كه در ميان دو علامت بزرگتر و كوچكتر آورده شده و گاه در انتهاي بخشي با مميزي معكوس همراهي ميشود؛ براي روشنتر شدن موضوع و هم اينكه مثالي نيز آورده باشم پست حاضر را هم به همان روش آوردم. حكايت از جايي شروع شد كه گاه در ميان سياهمشقهايم شرايطي فراهم ميآمد كه براي بيان صريحتر و فارغتر مجبور بودم بخشهايي كه ظاهرا بيربط مينمود و يا دستكم در عين پيوستگي، مجزا از هم بود را كنار هم و يا توام بياورم. البته گهگاه نيز در مواقع به روز رساني وبلاگ مطالبي بود كه لزوما بايد به آنها پست مجزايي اختصاص داده ميشد ولي در عين حال بايد همزمان با مطلبي ديگر ارسال ميشدند. اينگونه بود كه براي اين منظور به فكر چاره بودم در حالي كه ميخواستم تا جايي كه امكانپذير باشد از نو آوري بيهودهاي كه خواننده را سردرگم ميكند بپرهيزم. البته نمونههايي بودند كه پيشتر استفاده شده بودند؛ همچون مربعهايي كه مرسوم است در ميان بخشهايي كه حال و هواي داستان تغيير ميكند آورده ميشوند . يا ابتكار جالبي كه "محمدرضا كاتب" در كتاب "هيس" استفاده كرده و بخشهايي را با نقطهچينهايي تفكيك نموده، و از اين دست...، اما مشكل اينجا بود كه هيچ كدام پاسخگوي نياز نوشتاري من نبود، چه، لازم بود كه بخشهايي با ابتدا و انتهاي مشخص و با قيد عناويني آورده شوند، كه گهگاه هم تودرتو ميشدند. اين بود كه به نظرم سادهترين و گوياترين راه استفاده از برچسبهاي XML بود. <برچسبهاي XML> به طور خلاصه كه هم ذهن خواننده روشن شود و هم توضيح، بيهوده تخصصي نشود بايد گفت كه... XML زبان نشانهگذاري استاندارديست كه براي طراحي برخي صفاحات وب – صفحات اينترنتي – استفاده گستردهاي دارد. در اين زبان براي نشانهگذاري قطعات مختلف از شيوه برچسبگذاري استفاده ميشود كه به اين گونه است كه نام برچسب در ابتداي برچسب ميان دو علامت بزرگتر - < - و كوچكتر - > - آورده ميشود و قطعه تحت همان نام ادامه مييابد تا زماني كه بار ديگر همان نام ميان علامات مذكور آورده شود، با اين تفاوت كه درست بلافاصله قبل از ذكر - نام براي نشان دادن انتها، در مقابل ابتدا! – علامت مميز آورده ميشود. قابل توجه هست كه قطعات كوچكتر مربوط به بخشهاي بزرگتر اما با مرز و حدود مشخص با برچسبي جديد، مختص خود و در درون حدود برچسب بخش بزرگتر آورده ميشوند. ممكن است چند بخش بهطور مكرر در درون هم قرار بگيرند يا چند بخش به طور متوالي، پشت سرهم در درون يك بخش بزرگتر آورده شوند... من هم در اين شيوه دقيقا از همين قواعد پيروي كردم با اين تفاوت كه در مشخص كردن انتهاي يك برچسب به جاي مميز از مميز معكوس – همان كه در كنار كليد Enter و با حرف "ژ" بر يك كليد قرار دارد - استفاده كردم. دليل هم به گمانم روشن است: جهت نوشتار فارسي، عكس انگليسي است! نكته مهم ديگر اين است كه براي افزايش خوانايي هر برچسب جديد نسبت به برچسب والد خود – برچسب بزرگتري كه برچسب كوچكتر درون آن آمده است – كمي داخلتر آورده ميشود؛ اين قاعده براي محتواي برچسب نسبت به عنوانش نيز رعايت ميشود. براي رفع سردرگمي و روشنتر شدن موضوع، بعد از مطالعه كل پست برچسبگذاريهاي اين پست را بررسي كنيد؛ تمامي حالات ممكن برچسبگذاري در اين پست آمده است. <\برچسبهاي XML> <\شرح> لازم به ذكر است كه پيشتر نيز عنوان كرده بودم كه مطالبي كه تحت برچسب حاشيه آورده ميشوند جزو مطالب وبلاگ نيستند، اما به دلايلي ناگزير از آوردن آنها بودهام. موفق باشيد <\حاشيه> |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه 30 آبان1385ساعت 17:16 توسط س.سکوت |
|
|
برگ نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
بگـذار بـنشيننـد و هيبت هـزاران سالهات را به سخره بگيرند: تو از تاريخ گذشتهاي، اي سنگينه...
|
| آرشیو موضوعی |
|
داستانكها طرحها نامههاي ناخوانده... آيههاي جعلي سياستنامه |
| پیوندها |
|
سهراب سپهری ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ کانونادبیسپنتا نیمکت کهنه پل شكسته عاشقانه واران(جليل صفربيگي) |
|
RSS
|