كنون من نيز ديوانه گشته‌ام – و ابله نيز – تبر در دست گرفته‌ام : طناب‌ها را مي‌گسلم: پل‌هاي در پس – نه تنها – و در پيشم را نيز ويران مي‌كنم: براي دفن كردن اين وحشي – كه آزاري به كس نرساند – بايد تنها باشم! چون گرگي! : عاقبت گرگي پير و خرفت شدم.