من از برای خویش ديگر هیچ نمیخواهم - 26/4/85
خداوندا! تو شاهدي كه من از براي خويش ديگر هيچ نميخواهم... مرا رها كن؛ دوستانم، عزيزانم، آنان كه هنوز در رگهاشان بارقههاي پاكي و نور در جريان است... مبادا... درياب... من از براي خويش هيچ نميخواهم... مرا در كفر و گنگيام رها كن، به من ديگر اميدي نيست...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۸۵ ساعت 18:52 توسط س.سکوت
|